یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

شبهات من از دین!

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۰۶ ق.ظ

دیشب رفتم روضه، حس کردم اگه برم تو جمع حالم خوب میشه.

اما فکرکنم گناهم بیشتر از ثواب شرکت تومجلس بود.


اول که آخوندمحترم رفت رو منبر، از اول تا آخر حرفاش، هزاران بارگفت که نزارید بچه هاتون وایبر!!!! (فکرکنم اطلاعاتش خیلی قدیمی بود، آخه کی دیگه از وایبر استفاده میکنه)! استفاده کنن. دشمن از اینراه وارد خونه هاتون میشه و کلی از این حرفا.

که من هیچکدومش رو قبول نداشتم.


بعد مداح اومد، ی دعای جدیدی خوند، که نمیدونم اسمش چی بود، خیلی هم طولانی بود.

منکه کتاب دعانداشتم، خیلی از خانم های اونجا نداشتن.

از گوش دادن به صدای مداح خسته شده بودم، خیلی خیلی دعای طولانی بود.

بارها تودلم گفتم کاش خفه میشد!!!!!


یا حداقل صدای بلندگو رو کم میکردن.

دعادرمورد روز عاشورا و اتفاقاتی که اونجا افتاده بود، بود- یا نمیدونم مداح الکی تو مصیبت هاش اینا رو میگفت.

میگفت که شمر از پشت گلوی امام حسین رو بریده! این واقعا حرف جدید بود. من اینهمه سال رفتم تو مجالس هیچ وقت کسیی از این زاویه به موضوع نگاه نکرده بود.

بماند که برای اینکه درک این موضوع برای مردم روشن بشه، اولش کشته شدن گوسفند رو مقایسه کرد، که میگن اول به گوسفند آب بدید، چاقوتون تیز باشه و از جلو گردن رو ببرید که گوسفند عذاب نکشه.


و اینکه درددل های حضرت رقیه با سرامام حسین، من نمیدونم واقعا اگه میگن حضرت تنها بوده اونجا، کی فهمیده چی میگفته؟؟؟

و ...

میدونم گناهه، میدونم نباید این فکرو بکنم.

اما همش از اینکه قوم شمر، وقتی حضرت شهیدشدن، به حضرت زینب سیلی زدن و...!

این فکرتو ذهنم اومد که، خوبه کارای بدتری نکردن.

مثلا اینکه بهشون تجاوز کنن!


والا اگه قوم شمر تو این زمونه بودن، اینکارو میکردن-



ی چیز دیگم که خیلی تو روضه ها میگن، مثلا میگفتن که حضرت فاطمه رفته خونه پیامبر، نون نمک خوردن و... حرف هایی که با پیامبر به هم گفتن.

واقعا برام سواله، چطوره که از خصوصی ترین مسائل زندگی ائمه همه خبردارن.

حتی جاهایی که روایت میکنن که اونا تنها بودن.


یعنی پیامبر هرررر حرفی که توخونشون گفته میشده رو میومده به همه میگفتن که به بنویسن برای تاریخ؟



  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۴)

به نظرم اینا اسمش شبهه نیست.
به برخی علوم میگن علوم زائد! که دونستنش تاثیری در زندگی نداره.
مثلا اینکه سر امام حسین (ع) رو چطور بریدن! هرطور بریدن ! مگه میخوایم عضو داعش بشیم که سر بردین یاد بگیریم؟ مهم اینه وقتمون رو روی یاد گرفتن فلسفۀ عاشورا و اطلاع از عقاید و اندیشه های امام حسین (ع) بذاریم.
یا اینکه حضرت رقیه تنها بوده بالاسر پدرش و فلان...
به یه سخنرانی گوش میدادم؛ میگفت یکی اومده بود در مورد همسر و فرزندان امام زمان (عج) میپرسید. گفتم بهشون بدهکاری؟ گفت نه. گفتم طلبکاری؟ گفت نه. گفتم پس دونستن جواب سوالاتت به چه درت میخوره که زن و بچه ش کین و کجان و ....
پاسخ:
چا جالب..!
تا حالا به این موضوع فکرنکرده بودم.
عزیزم کی گفته پرسیدن گناهه؟
شما بپرس و شبهاتتو حل کن
مثلا اینکه از پشت بریدن گردن حضرت رو علتش این بوده که از جلو گلوشون بریده نمیشده چون بوسه گاه پیامبر بوده
یه سرچ کنی یا از یه طلبه بپرسی برات توضیح میده خانوم گل
پاسخ:
ععع درسته اینو قبلن از ی جایی شنیده بودم همینو. اما فراموش کرده بودم.

  • آقای بلوطــــ
  • راس میگی هااا :|
    چرا ما فکر نمیکنیم :/
    :)))))))))
    هیچوقت نتونستم سر این چیزا گریه کنم
    چون همیشه یه جای اما واسه من بود :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">