یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

انتخاب سخت

سه شنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۳۵ ب.ظ

امروز رفتیم خونه پسره (صادق)اینا.

امروز تیپش بهترشده بود.

خیلی استرس دارم، خیلی دودلم، خیلی انتخاب سختیه.


مادربزرگم هم امروز باهامون اومده بود. مامان مامانم هم یک دل نه صددل، عاشقش شده. :دی

همش داره ازش تعریف میکنه.

قبلن هم که مامان بابام عاشقش شده بود. خخ

فقط این وسط من عاشقش نمیشم.




  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۴)

بیا بگو بالاخره چیکار کردی با این پسره
تا جایی که خودتون گفتید و بنده دنبال کردم مثل اینکه بیشتر با شغلشون مشکل داشتید. از طرفی می گفتید شغل آبرومندانه. اگه واقعا کارگری رو آبرومندانه نمی دونید و نمی تونید باهاش کنار بیاین خب بگین نه! یا حداقل فعلا بگین نه و عجله نکنید تا وقتی که این موضوع واستون حل بشه کاملا.
اینکه من نیومدم توضیح بدم شغل بد و خوب یعنی چی چون این مساله به خودتون مربوطه و خودتون باید حلش کرده باشید.
به حرف بقیه فقط در حد یک مشاور توجه کنید. اون کسی که قراره انتخاب کنه خود شمایید. با معیارهایی که دارید.
فقط میگم عجله نکنید. این مهم ترین توصیه ام هست.

یکی از خانم های وبلاگ نویس رو که خیلی تجربه دارند تو این زمینه رو میگم که تجربه هاشون رو در اختیارتون بگذارند. 
مطمئنم اگه وقت داشته باشند حتما می پذیرن.
با سلام مجدد
امیدوارم در این میان فرصتی برای کتابهای:
*نیمه دیگرم/دکتر عباسی
*تا ساحل آرامش/دکتر عباسی
*رضایت زناشویی/پسندیده
*روابط متکامل زن و مرد/علی صفایی حائری(عین.صاد)
*گلبرگ زندگی/دهنوی
داشته باشید.
چی بگم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">