یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

امدادهای غیبی خدا.

شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۳۰ ب.ظ
اول از همه از همه دوستام که میان پست هام رو میخونن و راهنماییم میکنن ممنونم.
بخصوص آقای سرباز و فهیمه جون و همه دوستان خوب دیگم.


پریروز خیلی خیلی دلم گرفته بود، خیلی توی دوراهی بودم. رفتم نماز استغاثه حضرت فاطمه خوندم.
از تهِ تهِ دلم دعاکردم کمکم کنه حضرت فاطمه.
دقیقا چند دقیقه بعدش کمکم کرد.
خیلی خوشحال شدم، واقعن وجود خدارو احساس کردم.


چقدر خوبه که خداروداریم.
اون آقای مهندس، بهم پیام داد، با زبون خودش بهم گفت که معتاده!! یعنی گفت معتادبودم ولی ترک کردم.
بهم گفت که باهاش بمونم دیگه اهل دود و دم نیست و همیشه پشت و پناهمه.
و...
خواست قبولش کنم.


چقدر خدابزرگه که شخصیت واقعی اون رو بهم نشون داد و من خاستگاره رو بخاطر اون رد نکردم.


دیروز با آقای خاستگار رفتیم بیرون، اون موقع که باهاش بیرون بودم، بدون درنظر گرفتن اینکه کارگره و ...
بنظرم از همه ادم های تو پارک بهتره، بنظرم میومد خیلی پسرمهربون و سربزیریه، قیافش هم از خیلی از پسرای اونجا بهتر بود.
وقتی ی پسری رو میدیدم که داره قلیون میکشه، یا چندتا که با دوستاشون بیرونن . دنبال خوش گذرونی خودشونن و ...
بنظرم میومد که چقدر آقای خاستگار پسرسربه زیرو خوبیه.
وقتی میدیدم خیلی هوامو داره، قند تو دلم آب میشد.

همه اون شرایطی که نوشته بودم رو دقیقا براش خوندم، و او گفت که سعی میکنم همین آدمی باشم که تو میخای.
فقط...
اما باز وقتی رفت، به این فکرکردم که بخوام با حقوق او زندگی کنم، زندگی خیلی سخت میشه، نمیخوامش.
احساس میکنم با حقوق هفتصد هشت صدتومن اصلن نمیشه زندگی کرد.
وقتی فکرمیکنم که بعدها بخوایم ی چیزی برای بچمون بخریم، پول نداریم.
دلم نمیخوادش.
یکی رو میخوام که حقوقش خوب باشه، کارش خوب باشه.


بازهم نمیدونم چیکارکنم.
گاهی احساس میکنم، این ضرب المثل تو مو میبینی و من پیچش مو.
من ظاهر قضیه رو میبینم و پدرمادرم پیچش مو.

من شغل مهندسه و قیافه مهندسه رو میدیدم، ولی اصلن از واقعیت زندگیش خبرنداشتم.
فقط کارخوب و زندگی مرفه ای که میتونه با پولش برام بسازه رو میدیدم.
ولی اینکه هنوز هیچی نشده بگه تو گوشیت رو ازم قایم میکنی، و بهم شک داشته باشه رو نمیدیده.

  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۴)

چقد سخته این دو راهیه!

امیدوارم هر چی صلاحته پیش بیاد.. عزیزم میتونم بپرسم شما چند سالتونه خانومی؟!

شمارمو میذارم اگه خواستی بزنگ.
عزیزم من پرستارم.طلبه هم هستم و همزمان کارشناس ارشد روانشناسی هم هستم.
شاید تلفنی بهتر بشه صحبت کرد.
نمیخوام بگم چیزی میدونم ولی موارد زیاد دیدم و تجربه زیاد دارم.
اینطور نوشتنی واقعا فرصت ندارم.شاید تلفنی راحت تر بتونیم حرف همو بفهمیم.
اصلی ترین چیز توی زندگی پول نیست، ارضای احساساته!
پول به دست میاد، حالا هر طور که شده، ولی کسی نتونه احساساتت رو ارضا کنه، حتی پولم نمی تونه کمکی بهت بکنه :)
قرارنیس باحقوق هشتصد تومن زندگی کنی. چون خودت هم شاغلی. ضمنا قرار نیط همه چی همینجوری بمونه. هردوتون باید یاد بگیریم درامدتون رو بالا ببرین. البته نظر شخصی من اینه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">