یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

کنسل شدن ازدواج- سحروجادو

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۴:۰۲ ب.ظ
تاالان هرچی به صادق میگفتیم قبول میکرد، مثلن اینکه مهریه سیصد سکه باشه و اینکه من باید برم سرکار و اینکه باید تو محضر قید بشه که اجازه میده من برم سرکار.
تا امروز که قراربود بریم خرید بازار و حلقه ازدواج بخریم.
(درمورد این موضوع تا الان سه یا چهار بار باصادق حرف زده بودیم، دوبارش درحضور خانواده بود.)

دیشب بابام ی متنی نوشت که اینها رو صادق قبول داره، وقتی بهش زنگ زد که قبل از خرید حلقه باید اینا رو امضا کنه، گفت من باید بیام باهاتون صحبت کنم و پدرم هم باید بیاد صحبت کنه.
من بدون اجازه پدرم کاری نمیکنم.
این درحالی میگفت که بدون حضور پدرش حلقه نامزدی خرید آورد برای من. البته مابقی خانواده حضور داشتن پدرش چون ی شهردیگس نیومد.

پدرمن هم گفت که تو تاالان میگفتی خودت مهریه میدی و این مقدار رو قبول داری و باکار دخترم هم مشکل نداری، پس دلیل نداره امضا نکنی. یا امروز میای دراین رابطه صحبت کنیم یا اینکه من میرم وقت عقد رو کنسل میکنم و توهم بیا شناسنامه و انگشتر نشونت رو اونجا بگیر.

که ایشون هنوز تماس نگرفتن و از اون موقع ی پیام هم به من ندادن.



الان داشتم فکرمیکردم این عروسی کنسل بشه ی عده میان میگن دیدی بهت گفتیم سحروجادو کردن و بختت رو بستن.
توهمین فکرها بودم که مامانم گفت حالا قبول داری که بختت رو بستن؟!!!!!
برو این دعاها که گذاشتم لای قران بخون.
گفتم اینا رو از کی گرفتی.
ما ی آخوند خیلی خیلی معروفی داریم تو یزد، گفت رفتم به او گفتم و او گفته که این چیزها وجود داره و دخترت این دعاها رو بخونه که بختش باز بشه.


الان دیگه اینقدر بهم گفتن که خودم هم باورم شده.
البته این دعارو نمیخونم تا عقد با صادق کاملا کنسل بشه. بعد میخونم.

شاید اگه این دعارو بخونم واقعا ازدواج منم مثل بقیه راحت بشه.
اینقدر هربار سرخاستگار اومدن عذاب نکشم.
مثلن درمورد همین صادق الان تقریبا یکماهه که ادامشه.
درصورتی که درمورد بقیه یکی دوهفته ای تموم میشه.


یا اینکه هرچقدرم پسره خوب باشه، تو قلب من آشوب میشه و پسره رو مثل دیو میبینم.
و نمیتونم خوشحال باشم و قبول کنم.
شاید بعد از این اگه کسی اومد بهش احساس خوبی هم پیدا کنم.

گاهی احساس میکنم من مقصرهمه این عذاب هایی هستم که خانوادم میکشن.
منکه واقعن نمیدونم سحروجادو وجود داره یانه، اما بارها دراین مورد شنیدم که قدیم ترها اینکارو میکردن.
اگه کسی اینکارو درمورد من کرده، خداجون نبخشش.
به اندازه عذاب اینروزهای من و عذاب روزهای قبلم که از ازدواج کشیدم عذابش بده. ممنونم.
  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۳)

عجب ماجرایی..
  • لبخنــــツ ـــد
  • برا منم هر وقت خواستگار میاد یه اتفاقی میفته که نمیشه...
  • ساتیا سخی پور
  • ایشالله کنسل نمیشه فقط به خوبیها فکر کن
    پاسخ:
    دلم میخواد کنسل بشه :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">