یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

آرومه همه چی

جمعه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ب.ظ
توی این پست اومدم که از همه دوستان وبلاگیم تشکر کنم.
اگه شماها نبودین تحمل این شرایط خیلی برام سخت تر بود. خیلی سخت تر.
همینکه میدیدم آدم هایی هستند که منو بفهمن خیلی بهم آرامش میداد و میده.
ممنونم سین سین جون، آقای سرباز، سرور جون، شادان جون، روشنا و دلابانون و فاطمه و کتی جون و همه دوستان دیگم که شاید اسمشون رو فراموش کرده باشم بنویسم.


الان خیلی خونمون آروم تره.
قراره مامان بابام بیام مشاوره، و دلیل اینکه مشاوره میگه که ما به دردهم نمیخوریم رو بهشون بگه.
اگه مشاوره حرفاش منطقی بود مامان بابا پشتم باشن.
و اگه دلیل های مشاوره منطقی نبود من قبول کنم صادق رو.
از ته دلم امیدوارم که مشاوره قانعشون کنه.

صادق هم که ول نمیکنه. امروز به بابا زنگ زده بود که من دخترت رو دوست دارم، نمیتونم فراموشش کنم. نمیتونم قبول کنم که همه چیز تموم بشه.
دلم میخواست اوهم میفهمید وقتی من دلم باهاش نیست خوشبخت نمیشیم.
  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۱۱)

عزیزم منم از جنس توئم و درک میکنم.. مطمئن باش اگه کاری از دستم بر میومد برات انجام میددام..
پاسخ:
ممنونم دوست عزیزم. همین که همراهمی برام کافیه.
از  دست هیچکس کاری برنمیاد. :((
یه دفع مشاور کارو خراب نکنه؟
این مشاورا بعضی هاشون قابل اعتماد نیستند
حتما محکم محکم همه دلایلتون رو بگین...
بابت آینده هم بگین که با خانوادتون حرف بزنه و جوری حرف بزنه که خانواده، صادق و همه حاشیه هاش رو از ذهنشون پاک کنند
پاسخ:
نه این مشاوره از اون الکی ها نیست. مشارو دادگاه هست.
فردا میرم بهش میگم که موضوع رو ی جوری به خانوادم بگه که راضی بشن.
وظیفه بود..کاری نکردم

اگه منطقی بود قبول کنی صادق رو ؟! 
مگه قطعی، نه رو نگفتی؟

به صادق تا حدودی میشه حق داد که اصرار کنه، ولی بیش از حد دیگه نه! که الان مثل اینکه بیش از حد شده...بالاخره باید از ته دلش مطمئن و صد در صد مطمئن بشه که شما نمی خواهیدش...که امیدوارم یا این مشاوره بفهمه
پاسخ:
قطعی گفتیم بهش نه، اما وقتی که اینقدر اصرار میکنه و همه اهل فامیل ما پادرمیونی میکنن.
نمیزارن قضیه تموم بشه.


ایشالا که هرچی خیرو صلاحته پیش بیاد.زیادم به خودت سخت نگیر چون بازم میگم خیلی زیاد فرصت داری.ایشالا تو کارت پیشرفت کنی.تمرکزتو بذار اونجا وقتش که بشه مورد خوب خودش پیش میاد برات ایشالا
پاسخ:
چشم.
ان شاءالله. :))
اخ جوننننن
آرامش خیلی خوبه :)
الان ازاون لبخندا ک با هیچی از رو لب آدم پاک نمیشه اومد رو لبم :) این جوری :))))))
خدا تا اینجا با تو بوده
مطمئن باش تا اخر دنیام با توعه :)
پاسخ:
ممنونم دوست جونیم :)))
ان شاء الله هرچی که تیر و صلاحتونه پیش بیاد :))
پاسخ:
ان شاءالله.
امیدوارم همه چیز به خوبی و خوشی تموم شه.
پناه بر خدا!!!
این دیگه چه جور دوست داشتنیه ک هر وقت میخواد سراغتو میگیره هر وقت نمیخواد محل نمیده!!! :|
یعنیا!!!! :|||

+
خواهش عزیزووو

+
ان شاالله هرچی که خیر و صلاحه اتفاق میفته برات :)
عزیزدلم سلام
ازاینکه داری به یک هوشیاری وآرامش نسبی میرسی خوشحالم ,همیشه مواظب آرزوهات باش.
خواهش عزیزم. ببینم، مشاوره میدونه که تو به هیچ وجه اونو نمیخوای؟ منم امیدوارم مشاور قانعشون کنه
پاسخ:
نمیدونم میدونه یا نه!
اما قبل ازاینکه مامان بابا برن پیشش میرم بهش میگم این رو :))
خب خدارو شکر ....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">