یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

دخالت های اقوام

جمعه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۱۱ ب.ظ

بعد از اون بحثی که بابام با صادق داشت، و بابام بدون خداحافظی تلفن رو قط کرد، دیگه تا یک هفته از صادق خبری نشد. نه از صادق نه از هیچکدوم خانوادش.

بعد از یک هفته گفتن که داییم فوت شده و برای این بوده نبودنم.

از نظر من، کسی که عاشقه حتی اگه داییش هم فوت شده باشه، تو بدترین شرایط هم باشه، روز اول نه، روز دوم ی یادی از عشقش میکنه. اما صادق اینکارو نکرد.

وقتی که صادق شماره من رو داشت، روز اول شبش یکی دوتا پیام داد و بعد از من ازش پرسیدم که فردا کی باید بره سرکار. اصلا دیگه جواب نداد، با اینکه من دوبار پیام رو ارسال کردم، چون فکرمیکردم پیام براش نرفته.

و فردا عصرش پیام داد که مهمون رسیده برامون.

من میگم، حالا شبش مهمون داشتن، صبحش نمی تونست جواب بده؟!

روزهای بعدش هم شب که میشد یکی دوتا پیام میداد. و دیگه نه تماسی نه چیز دیگه ای.


تا روز بعد از آزمایش خون، که بحث مسائل جنسی رو باز کرد. و مثلا همش بهم میگفت شب باید پیشم باشی و ... و وقتی من میگفتم وقت این حرفا نیست، میگفت فک کنم تو باغ نیستی و من باید ببرمت باغ و...

یا اینکه ی بار ازمن پرسید دیگه چی میخوای، من گفتم درمورد چی (درحالی پرسید که من تو بازار حلقه میدیدم و داشتم ازش میپرسیدم حلقه چه قیمتی باشه،) اوهم گفت شب عروسی شب عقد چی میخوای!!!

و باز میخواست بحث رو به اون مسائل بکشه و وقتی من گفتم سرویس طلا، دیگه جوابی نداد.


این رفتاراش از نظر من توهین آمیزه.

اما خاله من میگه همه مردها همینطورن، تو نباید ناراحت بشی.



میگید ی آدم قابل اعتماد پیدا کنم که به مامان بابام بگه که من باید انتخاب کنم همسرم رو.

پدرمادر من این باور رو دارند، و با وجوذ وخالفتشون وقتی من گفتم صادق رو نمیخوام انگشتر رو پس دادن و جواب منفی دادن بهشون.

اقوام درجه دو من همه مادر پدرم رو تحت فشار قرار  میدن که شما نباید این تصمیم رو بزارید به عهده دخترتون.


مادربزرگم میگفت شما نباید بدی های پسر رو جلو دخترتون بگید.

نباید تصمیم روبزارید به عهده اون.

حق دارن خب، تا الان هزارتا خاستگار اومده، اونایی که من میپسندم، اونا منو نمیپسندن. اونایی هم که منو میپسندن من نمیپسندم.


مادربزرگم دیروز پدرمادرم رو دعوا میکرد و میگفت بزنیدتو سرش و مجبورش کنید بله بگه.

بعد هم بزنید تو سرش هرچی شد تحمل کنه.


بابام گفت من دخترم رو به زور شوهرنمیدم.

میگفت اشتباه میکنی.

بابام هم گفت به هرحال من نمیخوام دخترم رو وارد زندگی تحمیلی کنم.



بابام روراضی کردن یکشنبه بیاد مشاوره.

نکنه اونا بهش بفهمونن این پسره به درد من نمیخورد و هرآدم تحصیل کرده ای، دست بزن نداره ومعتاد نیست و سرم هوو نمیاره.


همه بدنم درد میکنه.

انگار ی عالمه آدم زده باشن منو.

دلم میخواد برم دکترقرص آرامبخش بگیرم.


تصمیم گرفتم دیگه واقعی درس بخونم.. شاید ارشد قبول بشم یکم از حرف مردم کم بشه.


  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۶)

ببخشید بی ادبی می کنم
چون بحثش شد گفتم سوالم رو بپرسم و شما اگه مایل بودید جواب بدین

خب اهمیت مسائل جنسی در زندگی غیرقابل انکاره
شادان هم توی این پست گفت که صحبت از این مسائل قبل ازدواج نه تنها بد نیست بلکه لازمه

حالا سوالم اینجاست که این موضوع رو چطور باید مطرح کرد و با چه جمله ها و ادبیاتی، که هم توهین آمیز نباشه و هم مطرح شده باشه که به زندگی آینده آسیب نزنه؟
شما به عنوان یه دختر چطور خواستگارتون در این مورد حرف بزنه، می پسندید

بازم ببخشید
پاسخ:
خیلی سوال سختیه.
اما من به عنوان دختر وقتی طرفم شماره من داشته باشه و درمورد چیزهای دیگه بحث کنه و مابین اون ها حرفی هم از مسائل جنسی بزنه ناراحت نمیشم.
مستقیم بپرسه.

اما اگه از هیچی دیگه نپرسه و همه حرفش همین باشه ناراحتم میکنه.
منم میدونم که این موضوع خیلی مهمه.

  • لبخنـــــツ ــــد
  • خوبه که بابات اونقدر درکش بالاست که مجبورت نمیکنه آره حرف زدن در مورد مسایل جنسی قبل ازدواج خوبه اما به وقتش نه موقع خرید و تو بازار 
    حرف مادربزرگتو نشنیده بگیرخانومی 
    میدونم سخته هاا اما خودتو به بیخیاای بزن مادربزرگه دیگه فکر میکنه الانم مثل قدیماست که دختر و پسر ندیده و نشناخته ازدواج کنن و بسوزن و بسازن 
    کار خوبی کردین رفتین پیش مشاور 
    ان شاالله که هر چی به صلاحه همون بشه خودتو بسپار به خدا و از حرف هیچکس نترس
    پاسخ:
    خوشحالم که بالاخره یکی منو درک کرد که درمورد مسائل جنسی حرف زدن موقع خودش رو داره.
    نه اینکه همه حرفت همین باشه.
    انگار میخواست فقط توهمین مسئله منو بشناسم.

    خوبه، اگه از صبح باشه از مسائل دیگه هم حرف بزنه، درکنارش اون موضوع هم باشه.
    نه اینکه فقط و فقط حرف همین باشه.

    الان واقعا میفهمم نگاه ابزاری به زن یعنی چی!!!
    الان میفهمم گه بعضی ها دیدشون اینه که زن باید بشینه تو خونه، بچه بزرگ کنه و خونه رو تمییزکنه و شب هم به آقا سرویس بده!!!
    بنظرم که حرف زدن درمورد رابطه ی جنسی قبل از ازدواج نه تنها بد نیس بلکه لازمه. برای اینکه بخشی از شناخته. اما کلا این آقا صادق نرمال نبوده. یعنی چه که کلا یهچ ادم غیب شه و تو هی باید منتظر بمونی ببینی کی پیام میده. ضمنا خیلی خوبه که بابات فهمیده اس. حالا درسته ایرادات زیادی داره اما همبنکه دوس نداره مجبورت کنه خیلی خوبه. ضمنا فامیلا همیشه دخالت میکنن. برن گمشن بابا. ببخشید دیگه مودبانه نمیسد چیزی گفت
    به نظر منم درس بهترین گزینه ست :))
    تو باغ نیستی!! :| :/
    عجب

    حرف مردم که هیچ وقت کم نمیشه...خیلی ها دهنشون همیشه بازه به طعنه زدن و چرت و پرت گفتن...


    پاسخ:
    چه خوب میشد هرکس کارش تو زندگی خودش بود.


    آره!!!!
    من بچه 15 ساله هستم، هیچی نمیدونم مثلن.
    درس عالیه البته اگه بدون دغدغه باشه!
    پاسخ:
    سعی میکنم به حرف های بقیه گوش ندم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">