یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

پدر پرتوقع

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۵۵ ب.ظ

آخ خداجون.

فکرمیکردم ازدواج کنم راحت میشم.

شوهرم خوبه، اما با اخلاق بابام از روز عقدم اشک چشمام خشک نمیشه.

بابای من سرویس محل کار من رو میاره،

این چندروز اخیر با شلوار کردی و لباس تو خونه ای، میومد تو محیط کارم. من یک کلمه گفتم ک بابا، با لباس بیرونیت بیا.

الان دعوا راه انداخته ک شما کسرتون میکنه که من باباتون هستم.

  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۴)

:|

ای جانم عروس خانوم. خوشحالم که باز اینجا مینویسی. خب حداقل اینجوری متوجه شدی که ازدواج همه ی مشکلات رو حل نمیکنه. تبریک میگم بهت چون ظاهرا از ازدواج راضی هستی. فقط بنظرم سعی کن کلا سخت نگیری.خوبه که به پدرت گفتی که چجوری دوس داری. اما دیگه اعصابتو خورد نکن. فقط هی باارامش بهش بگو. باارامش براش توضیح بده که موضوع این نیس که کسرم کنه.
  • دختری از تبار تسنیم ...
  • سلام
    اینجور مسائل برا خیلی از ماها پیش میاد، منم جای شما بودم خیلی ناراحت میشدم
    به یه چیز فکر کنید: عزت دست خداست و بس
    اگه خدا بخواد همه براتون ارزش قائلن حتی اگه پدرتون شلوار کردی و... بپوشن...
    ان شاالله حل میشه (:
    :|:| اخه اینجوری که نمیشه 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">