یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

در تدارک عروسی گرفتن

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ب.ظ

اینروزا در تدارک گرفتن جشن عروسی و خونه رفتنیم.

خداروشکر که روزا خوب میگذره.

حلقه ازدواجم رو گم کردم :( و این یکی از بدترین اتفاقای زندگیم بود و هست. اخم

فقط تو ی موضوعی اصلا با شوهرم تفاهم ندارم و اونم فکرکردن درمورد هدف آفرینش خدا و شناخت دین واقعی و ... اون خیلی متعصب هست رو این موضوعات و اصلا حاضر نیست قبول کنه که شاید داره راه رو اشتباه میره.

شاید دین اون چیزی نیست که بزرگترا بهش یاد دادن.

اصلا حاضر نیست به این فکرکنه که هدفش از زندگی چیه؟

مثلا میگه هدفم اینه که ی ماشین خوب داشته باشم، ی خونه خوب داشته باشم تو منطقه بالای شهر.

بعد بهش میگم خب اینا رو میخوای برای چی؟

میگه مثلا برای اینکه آرامش داشته باشم.

وقتی بهش میگم که خب نمیشه بدون اینا آرامش داشته باشیم،  مگه اونی که مثلا ماشین سوناتا داره نسبت به اونی که ماشینش پژو هست استفاده دیگه ای ازش میکنه؟

اون همین راه رو میره توهم همین راه رو میری.

درسته سرعتش بالاتره، و .... اما به چه قیمتش میخوای اینو به دست بیاری.

از دست دادن جوونیت؟؟

بیا با همینایی که الان داریم آرامش داشته باشیم.

(اصلا نفهمیدم چی نوشتم!)

  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۲)

  • ام اسی خوشبخت
  • ان شالله به خوشی و سلامتی و خوشبختی:)
    بعضی مسائل رو بارفتار بهتر میشه به طرف مقابل نشون داد. وقتی تو زندگی مشترک ایشون ببینن که شما با همین دارایی فعلی ارامش دارید, شاید حرفهاتون تاثیر بیشتری بزاره یا حتی نیاز نباشه حرف هاتونو تکرار کنید و خودشون به این اصل مهم برسن.
    پاسخ:
    ممنونم:)
    ان شاءالله.
  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
  • حرفت منطقی بود...ان شالله خوشبخت بشی...این مسائلیم که باهاش اختلاف داری میتونی به مرورزمان حلشون کنی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">