یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

مادرشوهر حسود! خانواده شوهر فضول

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۹ ق.ظ

رفته بودم شهر شوهری اینا که من یخورده از وسایل جهیزیه ام رو بخرم، چون اونجا ارزونتره.

اولا که هرجا میخواستم با مادرم برم، مادرشوهرم هم میخواست بیاد.

جالب اینجاست که صبح مامانم خوابش نمیبرد میخواست با پدرشوهرم برن دعای ندبه، چون تنها بود به مادرشوهرم گفتیم، اون گفت که پاهام درد میکنه نمیتونم بیام،،

اما هربار ما بازار میرفتیم اون از همه زودتر آماده بود!

وقتی هم که میرفتیم اگه راه میومد ی چیزی، دوتا مغازه میرفتیم میگفت که من خسته شدم نمیام!! همینجا بخر.

و تو همه چیز هم که نظر میده، به نظرش هم اهمیت ندی بدش میاد!

مصلا رفتیم آرکوپال بخریم، هی میگفت این خوبه، اینو بخر. بعد که دید من اون سرویسی که خودم دوست داشتم برداشتم، قشنگ از چهره اش مشخص بود که ناراحت شده.

رفتیم تو ی بازار دیگه، من ی چادر ساده پسندیدم گفتم اینو میخوام، اول که گفت این خوب نیست و با اینکه مادرم میخواست پولش رو بده میگفت نمیخواد براش نخرید.

بعد که من اون چادر رو برداشتم، مادر شوهرم گفت منم میخوام از همینو،

وقتی هم که پارچه رو برید، به پسرش گفت که تو پولش رو بده.

من واقعا ناراحت شدم، از این طرف هی میگن پسرمون نداره،، من و خانوادم اینقدر ملاحظه شو میکنیم اونوقت مادرش هر چی میخواد باید پسرش بخره براش!!!

یااینکه بهش گفتن مرغ و گوشت خونمون تموم شده بگیر بیار برامون هفته دیگه!!

انگار خرچ خونشون هم او باید بده!

ی موقع فکرنکنید مادرشوهرم بیوه هستا!!

من از اول زندگیم همش سعی میکردم خودم رو با شرایط وفق بدم، از خیلی از خواسته هام میگذشتم که شوهرم احساس نکنه بی عرضه هست یا اینکه نمیتونه احتیاجات منو برآورده کنه.

خیلی از چیزهایی که میدونسم توان خریدش رو نداره، همش میگفتم من نیازش رو ندارم  من اصلا دوست ندارم از اینا داشته باشم!!!!

اما از الان دیگه تموم شد.

بابای من از اول بهشون گفت که من یا برای دخترم خونه میخرم، که بتونن برن تو خونه خودشون و خونه مستاجری نباشن، یا اینکه براش جهیزیه کامل میخرم!

اونا هم هی گفتن که ماکه جهیزیه نمیخوایم و اصلا هیچی براش نگیرید!

حالا که وقتش رسیده،

دیشب خواهرشوهرم اومده بود میگفت که چرا گفتید مبل رو ح. (داداشش! شوهرمن) بخره، نداره اذیت میشه!!!! یا اینکه اومده بودن نظر میدادن که برین فلان پرده ای بخرید برای خونشون که جلوه داشته باشه، خونه عروس باید قشنگ باشه.

یکی از چیزهایی که من اصلا دوست ندارم و احساس میکنم بی فایده هست و علی رغم پولی که براش میدی اصلا هم قشنگ نیست، بوفه هست!!

اونا اومده بودن میگفتن که براش بوفه بخرید و فلان کریستالی بخرید بزارید توش و ....

به اونا که چیزی نگفتم.

اما وقتی اومدیم خونه به شوهرم گفتم که مگه شما نگفته بودید جهاز نمیخواید!! چی شد پس؟؟ این دستورات چیه؟

بابای من میتونه دویست میلیون پول خونه رو بده، بهترین جهیزیه برای من بخره،میتونه مبل 20 میلیونی بخره بزاره تو خونم،

اما داره به تو، به من لطف میکنه!! واقعا خجالت داره خواهرات راه بیراه میان میگن فلان جیزو بخرید فلان چیز رو نخرید!!!

اصلا بابای من داره پولش رو میده، من دارم ازش استفاده میکنم، به اونا چه ربطی داره که اینقدر نظر میدن!!!؟؟؟؟

  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۴)

  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
  • شما باید درهمچین وقتی مراقب شوهرتون باشید که ازتون دلگیرنشه.بامظلوم نمایی خودتونوعزیز کنید و اونهاروبد کنید تا شوهرتون باهاشون برخوردکنند.یباربرای همیشه این گربه رو دم حجله بکشند
    پاسخ:
    درسته،،
    خودم هم فکرمیکنم این بهترین راهشه، اما واقعا سخته بتونی تحمل کنی و غر نزنی!!!!


  • دلا بانو
  • هییییییی امان از این قسمت زندگی مشترک که واقعا سخته!
    امیدوارم به زودی توان مدیریتشو پیدا کنی
    من بعد کلی گند زدن فهمیدم به هیچ وجه سر این چیزا نباید سر همسرم غر میزدم و ناراحتی میکردم. عواقب خوبی نداره:((((

    وسایل قشنگت مبارک عروس خانوم:)
    پاسخ:
    البته منم با اینکه خیلی سعی کردم غر نزنم،
    تا صبح روز بعدش صبرکردم، اما صبحش دیگه تو راه محل کارم، بهش گفتم که ی جوری با خانوادت برخورد کن که توکارهای من دخالت نکنن!!
    ضمنا, ماشالا چه بابای لارجی داره. خونه میخره برای دخترش!!!
    پاسخ:
    آره دیگه :)
    همین ی دونه دخترو داره دیگه :)
    این فضولیا هیت. مهم اینه که تو اون چیزی که بنظرت درسته رفتارکنی. آفرین. خیلی خوشم اومد اون سرویس آرکوپالی که خودت دوست داری رو خریدی. به اونا چه. درمورد بوفه هم من موافقم واقعا. که چی آخه؟  ولی مهم اینه که تو کار خودت رو بکنی و فقط همسرت رو متقاعد کنی. اونا آخرش حرفشون رو زمین میمونه فقط خودشونو ضابع میکنن. واسه پرده هم هرچی دلت خواست بگیر, هر چی نخواستی بگو من دوس ندارم. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">