یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

هیچ راهی برای رفع خواب سراغ ندارین؟

يكشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۰۷ ق.ظ

یکی از دوستان ی رژیم پیشنهاد دادن که ی روز هرچی دلم خواست بخورم ی روز هیچی نخورم. بنظرم این خیلی خوبه. اینطور راحت تر میشه محدودیت رو تحمل کرد.

کاش بتونم رژیم رو ادامه بدم تا روز عروسیم سه کیلو دیگه کم کنم بسمه:)

من فقط تنها مشکلی که دارم مادرشوهرمه، او اصلا نمیخواد قبول کنه پسرش دیگه ی شخص دیگه هم تو زندگیش هست، دلش میخواد پسرش تمام و کمال مال او باشه.

میخواد الانم مث وقتی که پسر خونه بود باشه.

مثلا تو این خرج و مخارج عروسی و اینکه هی میگن حسین نداره، تو بفکر جیب شوهرت هم باش و به اندازه گلیمتون پا دراز کنید، بهش گفته بودن که براشون گوشت و مرغ و اینطور چیزا بخره ببره،

وقتی که پدر شوهرم پولش رو آورد بهش بده، حسین تعارف کرد که اگه ندارید باشه، مادرشوهرم هم سریع گفت مامان اگه کارش نداری بده به خودم!!!!!!

همه پولا رو ازش گرفت×××

وقتی خودشون اینکارا میکنن، انتظار دارن عروس دلش بسوزه.

اصلنا گاهی فکرمیکنم مادرشوهرم عقل و درک نداره، فقط خودخواهه.

امسال نزدیک عید روز 25 اوم اسفند عروسی ماست، و هردومون از صبح تا ظهر هرروز سرکار هستیم، ی جمعه تعطیل داریم که همیشه این پنج شنبه ظهر که از سرکار اومدیم باید بریم شهر مادرشوهر، تا فردا عصرش که برگردیم، که معمولا جمعه ساعت یازده دوازده میرسیم خونه.

الان مادرشوهرم داره خودش رو میکشه که حسین باید بیاد خونه تکونی منو بکنه،

ی ذره فکرنمیکنه امسال پسرم که اینقدر ادعام میشه دوستش دارم،؛ میخواد زن خونه ببره، و همین چقدر کار داره،

نمیتونه بیاد دو سه روز اونجا و خونه منو تمییزکنه.

انگار اگه یکسال از خونه تکونی بگذره میمیره.

تازه جالب اینجاست که دیروز خواهرشوهرم اینا میگفتن که خونه ای که اجاره کردید خیلی کثیفه و خیلی کار داره تمییز کردنش، خودمون که نمیتونیم تمییز کنیم، کارگر بگیرید بیاد تمییز کنه.

پول بدیم کارگر بیاد خونه خودمون رو تمییز کنه، خودمون هم مث کارگر بریم خونه مادرشوهر برق بندازیم!!!!!

که البته من گفتم کاری نداره که، هنوز تا عروسی خیلی مونده کم کم خودم با حسین میریم تمییز میکنیم.

حالا از بحث مادرشوهر که بگذریم، من ی مشکل دیگه هم دارم.

همش خوابم میاد، صبح ها که باید بیدار بشم انگار دلم میخواد بمیرم،،،

ظهرهم که از سرکار میرسم خونه حتی دلم میخواد نهار نخورده برم بخوابم.

هیچ راهی برای رفع خواب سراغ ندارین؟؟ غیر از قهوه.

الانم که دارم اینارو مینویسم به شدت خوابم میاد.

  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۴)

خانم خوشبخت جان کم خون نیستین احیانا ؟ :)
چون کم خونی به شدت باعث خواب آلودگی میشه :)
پاسخ:
فکرنمیکنم چندوقت پیش آزمایش دادم و مشکلی نداشتم.
نوشتم پست جدید رو در مورد خواب
برای این مشکلت یه پست مینویسم. بیا بخون
پاسخ:
ممنونم:) حتما الان میام.
در مورد خواب داداشمم اتفاقا ازدواج کرده و کشیک اورژانسه
همین چیزا رو میگه میگه تا نستم خونه زنم بدون منه تو خونه
وقتی هم میام جنازه ام میرسه و چیزی نخورده فقط میخوابه!

اما من خودم سرکار میرفتم کارخونه تو محل کار شکلات زیاد
می خوردم و فشارم رو بالا می برد و نمی ذاشت خوابم بیاد.

--------------------------------
خواهرم حق با شماست.
شما درکتون بالا تره واقعا

قدیمیَن و آفتاب لب بومن
چند صباح بیشتر نیستن.

بعدش شما خودتون اید
درکشون کنید و بِگذرید.

به قول حافظ:

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

خدا عمر با عزت بده بهتون.
پاسخ:
چه شعر قشنگی نوشتین آخرش. اینو باید قاب کنند بزنند به دیوار.
شوهرم معرق کاره، انگار دوست دارم واقعا این شعر رو تابلو کنم.


درمورد شکلات هم که من چون چاق میشم حتی ی دونه هم نمیتونم بخورم.



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">