یک قدم مانده به خوشبختی :)

مشخصات بلاگ
کلمات کلیدی

داداشم

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۲۸ ق.ظ

داداشم سال سوم دبیرستانه،از اینکه براش کم میزارم خیلی ناراحتم.

از اینکه نسبت به درس خوندنش بی تفاوتم و کمکی بهش نمیکنم،،،

نمیدونم شایدم اینروزها واقعا حال داداشم خوب نیست که من اینهمه همش دلم شور میزنه دلم گرفته همش براش ناراحتم.

دیشب که خونه مامان اینا بودم، احساس کردم بابا حالش خوب نیست، باز عصبیه،،، دلم برای داداشم سوخت که باید تو این خونه باشه.

دوست داشتم میشد میوردمش خونه خودمون تو آرامش زندگی کنه.

البته نمیشه خب!!!!

همونطور که من دوست دارم حسین خانوادش تو زندگیمون نباشن اون هم دوست نداره حتما.

الهی خدا داداشم رو حفظ کنه، و این دلهره های من دلیل ی اتفاق بدی که قراره براش بیوفته نباشه.

خدایا مواظب داداشم باش.

  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت

نظرات  (۲)

مرسی که بعد اینهمه وقت اومدی و به من سرزدی عزیزم.  لطف کردی یه عااالمه
پاسخ:
فدات عزیزم
من خیلی کم دیگه بلاگ میام. اما وقتهایی که میام حتما بهت سر میزنم

مطالبت رو خوندم 
از ازدواج کردن متنفر تر شدم

پاسخ:
بنظرم نباید از ازدواج متنفر بشی.
چون واقعا با وجود تمام مشکلاتی که داره، آرامشی که داره من تو مجردیم هیچوقت نداشتم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">